على محمدى خراسانى

25

شرح منطق مظفر (فارسى)

« شارب الخمر فاسق » ( مقدمهء اوّل ) و « كل فاسق تردّ شهادته » ( مقدمهء دوم ) « فشارب الخمر تردّ شهادته » ( نتيجه ) خود اين نتيجه با همين هيئت ، شكل ، صورت و فعليتى كه دارد ( كه اجزاء آن در كنار يكديگر با ترتيب خاصى چيده شده و يك قضيه را تشكيل مىدهند ) در مقدّمات قياس نيامده نه در مقدّمهء اوّل يعنى صغرى ( چرا كه در اين مقدمه تنها موضوع نتيجه بيان شده نه همهء اجزاء ) و نه در مقدّمهء دوّم يعنى كبرى ( زيرا كه در اين مقدمه نيز ، تنها محمول نتيجه بيان شده ) پس نتيجه به هيئت و شكل خاصش در مقدمات نيامده و بدان تصريح نشده ، لكن مواد آن ( كه اين هيئت موجود در نتيجه روى آن مواد آمده ) به صورت پراكنده در مقدمات مشاهده مىشود و به واسطهء ارتباطى كه حدّ وسط ميان آن دو ايجاد مىكند در نتيجه ، يك قضيه تشكيل مىدهند پس نتيجه ، به مادّه‌اش در مقدّمات هست ولى به هيئت خير ، به عبارت ديگر نتيجه بالفعل در مقدّمات نيست ولى بالقوّه هست . وجه تعبير به فعليت و قوّه را در شرح مطالع چنين بيان نموده : « و انما قيد التعريفان بالفعل [ در عبارت مشهور تعريف قياس استثنايى و اقترانى به قيد بالفعل مقيد شده كه مرحوم مظفّر به جاى آن كلمهء المصرح و غير المصرّح را ذكر كرده‌اند ] لان النتيجة في الاقترانى مذكورة بالقوة [ نه بالفعل ] فانّ اجزائها مذكورة فيه و هي علل مادية للنتيجة و العلة المادية ما هو المعلول معها بالقوة فلو لم يقيد بالفعل لا نتقض التعريفان . . . » . « 1 » قوله : ثم الاقترانى : قياس اقترانى ، در يك تقسيم بر دو قسم است : الف : اقترانى حملى : قياسى كه از دو يا چند قضيهء حمليهء محضه ، تشكيل شده باشد مانند : « العالم متغير » ، و « كل متغير حادث » ، « فالعالم حادث » . ب : اقترانى شرطى : قياسى كه در آن ، از قضيه يا قضاياى شرطى استفاده شده باشد و اين خود پنج قسم دارد كه با يك قسم حملى ، شش قسم مىشوند : 1 . اقترانى حملى ( توضيح آن گذشت )

--> ( 1 ) . شرح المطالع ، صفحهء 249 .